سيد جعفر سجادى

1455

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

به ظن و گمان و شك هم نتوان از برائت استفاده كرد . قاعِدَهء إحْسان - ( اصطلاح اصولى ) در كليات حقوقى آمده است : قاعده احسان كه مستفاد از آيه شريفه : ما عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ است در بسيارى از موارد به آن تمسك مىشود مثلا اگر شخصى كه نزد او مالى امانت گذارده شده و مبلغى براى نقل آن به جائى كه ايمن باشد صرف كرده ، نظر به اين قاعده جا دارد آن را از امانت‌گذار مطالبه نمايد ، بلكه ممكن است گفته شود حق سعى و عمل نيز خواهد داشت زيرا عمل شخص در صورتى كه به قصد تبرع واقع نشده باشد محترم است و بايد براى آن عوضى باشد . و نيز مبنى بر اين قاعده ، شخصى كه حيوان ضاله را يافته حق دارد مصارفى را كه براى نگاه‌دارى آن نموده اگر صاحبش را يافت ازو مطالبه نمايد و الا از قيمت آن بعد از يك سال با مراجعه به حاكم استيفاء خواهد نمود . ( كليات ص 142 ) قاعِدَهء اشْتِغال - ( اصطلاح اصولى و فقهى ) و از قاعدهء اشتغال تعبير باصالت اشتغال و اصل شغل هم شده است و گاه استصحاب اشتغال و شغل گويند و تحقيق آنست كه ميان قاعدهء اشتغال و استصحاب فرق است چون در استصحاب علم تفصيلى سابق و شك تفصيلى لاحق شرط است و در قاعدهء استصحاب شرط نيست . ( خزائن ص 39 - ص 31 - 273 ) قاعِدَهء اقرار - ( اصطلاح اصولى ، فقهى ) قاعدهء كلى است كه اقرار عقلاء بر ضرر خود باشد به حكم « اقرار العقلاء على انفسهم جايز » و متبع است ( از عوائد الايام ص 170 ) و بنا بر اين قاعده هر كس بامرى كه بر ضرر خودش بود اقرار كند مسموع است . قاعِدَهء امْكانِ اخَسّ قاعِدَهء إمْكانِ اشْرَف - ( اصطلاحات فلسفى ) در كلمهء امكان بطور اختصار شرح داده شد كه حكماء باستناد قاعدهء امكان اشرف بسيارى از مسائل مربوط بفلسفه را حل كرده‌اند و وجود بسيارى از وسائط را ثابت كرده‌اند مفاد قاعده امكان اشرف آنكه هرگاه موجود ممكن اخس تحصل و وجود يافته باشد بالاستلزام بايستى موجود ممكن اشرفى قبل از آن موجود باشد كه علت آن باشد به اين بيان كه مشاهده مىكنيم كه موجودات طبيعى و جسمانيهء هستند و وجود دارند ، حال اگر گوئيم كه اين موجودات جسمانى بلا واسطهء از ذات حق و علت العلل صادر شده‌اند . اشكالاتى وارد مىشود . از جمله قاعده لزوم سنخيت ميان علت و معلول و ديگر توحيد و وحدت ميان علت و معلول و با توجه به آن اشكالات و اصول مسلم عقلى و حسى ، امور جسمانى طبيعى نتوانند از ذات مجرد بلا واسطه صادر شوند . و ديگر امور متكثره از واحد با لذات صادر نمىشوند در حال كه موجودات طبيعى متكثره موجودند پس از وجود ممكنات اخس به حكم قاعده امكان اشرف متوجه ميشويم ، كه بايد موجودات متوسطه مانند